تبلیغات
مشت پولادین - مردان آتش...!
 
مشت پولادین
درباره وبلاگ


رهبرا
از تو به یک اشاره
از ما به سر دویدن

مدیر وبلاگ : سرباز امام حسین(ع)
نظرسنجی
اگر حجاب اجباری نباشد باز هم حجاب خواهید داشت؟



# شرمنده اگه متنش خیلی تو همه.از قالبه.هرکاری کردم درست نشد#


ریزش کوه،نگاه دهقان،پیراهن،نور فانوس،خطر،قطار،کتاب چهارم ابتدایی...

چند ماهی از عملیات میگذشت ، با بچه های پایگاه میرفتیم مشهد . صحبت از خاطرات
 جنگ شد . سعید گفت : بعد از بچه های گردان ولی عصر (عج) قرار بود ، گردان ما برای
 تصرف کانال ، عملیات کند . به ستون در دل شب به طرف خط دشمن حرکت میکردیم .
 هر از گاهی منوری شلیک میشد و خیز میرفتیم . نگهبانان خط دشمن گاهی به طرف
 دشت مقابل آتش میکردند . رگبار تیربار ها و دوشکاها با گلوله های رسام با صدای
 خشک زوزه کشان ، هوای بالای سرمان را می شکافت و با نور قرمز زود از بالای سرمان رد می شد.

دلهره عجیبی داشتم . دل شب آبستن حوادث بود . سمت راست ما نخلستان ها چون
 مردانی سیاه پوش ایستاده بودند . نفر جلوی من در ستون جوانی 17،18 ساله بود .
کمک آرپی جی زن بود . این را از گلوله ی آر پی جی و چهار موشک و خرج ردیف شده در
 کوله پشتی اش می شد فهمید . هر لحظه که نخلستان و خط نزدیک می شدیم ،
 حرکت ستون با احتیاط تر می شد . همه تلاش میکردند طوری حرکت کنند که هیچ
 صدایی بلند نشود . ناگهان از سنگر کمین دشمن ، رگبار دوشکا با گلوله های آتشین
ستون را زیر آتش گرفت . گلوله ای به خرج آر پی جی جوان خورد و کوله آتش گرفت .
 جوان زیگ زاگ در دل شب در دشت شلمچه می دوید و داد میزد . از کسی کاری ساخته
 نبود . همه زمین گیر شده بودیم . تانک ها نور افکن های خود را روشن کرده بودند و از دل
 نخلستان به طرف ستون شلیک می کردند . تیر بار ها ، آرپی جی ها و ... دشت را به
 جهنمی از دود و آتش تبدیل کرده بود . جوان بیست متری سوخت ، دوید ، افتاد . آتش ،
 تانک ، منور ، تیر های رسام ، کوله ی آر پی جی ، خرج آتش زا ، پیکر افتاده ، مادر در
 انتظار و ....

آیا هنوز هم وقت آن نرسیده است که در کنار دهقان فداکار
 و پطروس شجاع از مردان آتش برای فرزندانمان حکایت کنیم ؟!


به نقل از : نشریه هنری و ادبیات پایداری عقل سرخ


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
1396/06/10 11:44 ق.ظ
Thank you for sharing your info. I really appreciate your efforts and
I will be waiting for your next write ups thanks once again.
1391/04/3 06:03 ب.ظ
راستی یه چیزی فونت مطلبت خیلی توهم توهمه ها !!!!!!!
سرباز امام حسین(ع)متاسفانه به دلیل تعویض قالب مطالب یکم پشمک بازی در اوردن!!!
انشا الله درستشون میکنم...
1391/04/3 05:41 ب.ظ
سلاااااااااااام داداشی واقعا خسته نباشی
این مطلبت عالی بود
به امید بهتر شدنه سایتت
بقول خودت
یا علی
سرباز امام حسین(ع)علیک سلام
سلامت باشی
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی